تبليغاتX
کانون هواداران استاد فتاح

بازداشت مجدد استاد ایلیا رام الله (پیمان فتاحی)

بازداشت مجدد استاد ایلیا  (پیمان فتاحی) توسط دایره مذاهب اطلاعات

در پي بالا گرفتن برخوردهاي خشونت آميز جلادان فرهنگي در يك ماه اخير، روز گذشته، چهارشنبه 25/10/87 با دستگيري مجدد استاد ايليا. ميم. رام الله (پیمان فتاحی) رهبر جمعيت ال ياسين، به همراه چندین تن از شاگردان ايشان، قطعه ديگري از پازل سركوب و ترور القاعده مذهبي ايران کامل شد .

بر اساس گزارشات رسیده  استاد ایلیا (پیمان فتاحی) رهبر جوان  جمعیت ال یاسین – بزگترین n.g.o  فرهنگی خاورمیانه  چهارشنبه  25 دی ماه در پی یک احضار غیر رسمی به دایره ویژه مذاهب اطلاعات و بعد از یک یورش وحشیانه و  تفتیش منزل خصوصی ایشان توسط ماموران امنیتی، بدون حکم بازداشت دستگیر شدند. قابل ذکراست استاد ایلیا (پیمان فتاحی) برای اولین بار و بعد از سالها تهدید و فشار توسط يكي از نهادهاي مرموز امنيتي با عنوان اداره ضد اديان و فِرَق ، معروف به اداره ضد اديان در تاريخ 7/3/1386 دستگیر و به یکی از سلولهای ویژۀ زندان 209 اوین منتقل شد. وپس از گذراندن بیش از شش ماه انفرادی و شکنجه و تفتیش عقاید در زندان امنیتی 209، به دلیل وخامت حال جسمانی (خونریزی های مکرر از ناحیة گوش و بینی و بالا آوردن خون) که طبق صداهای ضبط شده از درون زندان ارتباط مستقیمی با شکنجه های ایشان داشته است، از زندان 209 آزاد شدند.  همزمان با دستگیری مجدد ایشان هم اکنون چندین تن از شاگردان ایشان  از جمله خانم نازی حسامی (شیوا) سردبیر سابق یکی از نشریات توقیف شده وابسته به جمعیت ال یاسین، نیز بدون حکم قضائی دستگیر و در حین بازداشت، مورد ضرب و شتم ماموران قرار گرفته اند. تعدادی دیگر از شاگردان ایشان نیز  احضار و تهدید به دستگیری شده اند . از وضعیت جسمانی ایشان و سایر اعضای دستگیر شده  هیچ اطلاعی در دست نیست.

گفته می شود این دستگیری ها در ادامه اقدامات  اخیر و خشونت آمیز  القاعده  فرهنگی و گروههای فشار، در رابطه با  روشنفکران و متفکران ایرانی  و مدافعان حقوق بشر همچون خانم عبادی در هفته های اخیر و در استانه انتخابات صورت گرفته  است.

 


به تو وفادارم

ایلیا به تو وفادارم. تا ابد وفادارم. با تمام وجودم و در هر شرایط وفادارم زیرا تو روح من هستی و من تو را روح خود می دارم. ایلیا تو چشمهای منی. پس قسم به خداوندی که می بیند و همه چیز از نگاه او جان می گیرد، تو را مانند چشمهایم محافظت خواهم کرد. ایلیا تو مثل پدر و مادرم هستی، پدر و مادر باطنی، زیرا زندگی باطنی من از تو زاییده شده پس بدان که وظیفه الهی خود را نسبت به تو فراموش نخواهم کرد و با همه توانم به وظیفه باطنی خود عمل خواهم کرد.
انسان با بزرگترین آرزوی خود چکار خواهد کرد، آن را به یاد خواهد داشت، پیوسته به او توجه خواهد کرد و برای تحقق آن لحظه به لحظه تلاش خواهد کرد و تو آرزوی بزرگ من هستی پس تو را از یاد نخواهم برد و برای تحقق قصدهای تو هر کاری که باید، با تمام اشتیاقم انجام خواهم داد.
آیا درخت به باغبان که زندگی حقیقی او را نگاه می دارد، بی اعتناست؟ نه چنین نیست. و من باغبان خود را فراموش نخواهم کرد و برای او تا پایان جهان، میوه ها خواهم داد و بارها به بار خواهم نشست.
ایلیا تو معلم زندگی ما هستی، تو معلم روح ما هستی تو معلم حقیقت هستی پس زندگی را، روح زنده را و حقیقت را از تو دارم و این است عزمی که مرا از خود سرشار می کند، از اراده تو و از تعلیم تو که می دانم تعلیم خداست، پیروی خواهم کرد و با همه نیرویم غیرتم را بر تو و تعلیم تو آشکار می سازم. من خدا را از تو آموخته ام، خدایی را که گم کرده بودم با تو یافته ام، تو خدا را برای من به کشف آوردی و کاشف خدای من شدی، تو مرا دوباره به خداوند زنده پیوند زدی و به او بازگرداندی و من با همه ذرات وجودم به تو وفادارم و به تو عشق می ورزم و داشتن خدای خود را مدیون تو می دانم و قدر می شناسم. سرور من، ایلیا تو روح مرا نجات دادی، مرا به خدا آوردی، و مرا از مرگ بزرگی که اکثر انسانها را به خود مبتلا ساخته، رهانیدی و من، این خدمتگزار کوچک خدا از نام تو حفاظت خواهم کرد و با کمک خدایم، نام تو را از تحریف ها و بدخواهی نجات خواهم داد. بی تو به جایی نخواهم رفت. همچنان با تو قدم بر می دارم اگر قطعه قطعه شوم هر قطعه از وجودم تو را، بعنوان خوبترین دوستم و راهنمای حقیقی ام فریاد خواهم زد. ایلیا تو عشق من هستی پس با همه زندگی به تو که مرا به خدا آوردی، عشق می ورزم. چه خوب می دانم معنای نام ایلیا را: خدا با من است.

منصورون
فرزندان ایلیا

 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 12:25  توسط گیوشاد  | 

بنابر تصمیم مصوب مرکز حامیم ( مرکز حامیان ایلیا «میم»)  با توجه به شرایط جدید، تا اطلاع ثانوی، کلیه وبلاگها و سایتهایی که به نحوی در حمایت از معلم بزرگ ایلیا «میم»  فعالیت دارند، به روز نخواهند شد مگر در موارد معلوم و هماهنگ.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 17:25  توسط گیوشاد  | 

به نام خداوند زنده و حاضر

 

كمیتۀ حقیقت یاب

 

اعضاء كمیته حقیقت‌یاب وظیفۀ خود می‌دانند تا از طریق بررسی و تحقیق و ارزیابی استنادات‌، شواهد و مدارك؛ میزان راستی و ناراستی شایعات پیرامون جمعیت حركت ال یاسین، استاد معظم ایلیا رام الله و پیروان ایشان را معلوم كرده و مردم ایران و جهان را در جریان واقعیتها‌، تحریفات و كذب‌هایی كه به دقت ازهم تفكیك شده‌اند‌، قرار دهد‌.

فعالیت كمیتۀ حقیقت‌یاب یكی از واكنش‌ها به دروغ‌سازی ها‌، حقه‌بازی ها و شیادی‌های ادارۀ ادیان و جمعیتهای معنوی و فرهنگی‌، معروف به ادارۀ ضدادیان‌، می‌باشد‌. در صورت لزوم وهماهنگی با مراجع قانونی و طرف‌های ذیربط‌، این كمیته اقدام به پخش فیلم‌ها یا نوارهای صوتی خواهد نمود.

 

 

... بعضی از زنان با روش‌های ابداعی «دعا درمانی» و «انرژی اذكار» از مردم اخاذی می‌كنند. مثلا «م.ل» با برگزاری دوره‌های شش جلسه‌ای انرژی اذكار از هر مرید خود 150 هزار تومان دریافت می‌كرد. البته بعضی از ارقامی كه مدعیان اخاذی می‌كنند آن‌قدر بالا است، كه این مبلغ زیاد به چشم نمی‌آید. مثلا زنی برای گذراندن یك شب در كنار «ا.ر»، مردی كه ادعاهای دروغینی را مطرح كرده بود، 300 میلیون تومان به وی پرداخت كرده بود، تا روح الهی در او دمیده شود! ...

 

منبع:
10/11/86   فارس  و 13/11/86   موعود

هشدار! «عنكبوتان دنیادار» در كمین نشسته‌اند[1]  

 

 

جوابیه خانم زهرا. ح

اینجانب زهرا. ح، 75 ساله و صاحب پنج فرزند هستم. سه تن از فرزندان بنده چند سال است كه از شاگردان استاد ایلیا رام الله هستند. اینجانب قریب به دو سال به دختر بزرگم كه از شاگردان استاد هستند خرده می گرفتم كه در جلسات مربوط به استاد كه در فرهنگسراها و سالن‌های عمومی شهر تهران تشكیل می‌شد شركت نكند ولی پافشاری بنده بی‌فایده بود. در سال 1379 یك قطعه زمینی در حومه شهر تهران كه از سالها قبل به عنوان ارثیه پدری به اینجانب ارث رسیده بود، به مبلغ 297 میلیون تومان به فروش رساندم. نیتم از چند سال قبل این بود كه این زمین را به یك مدرسه تبدیل كنم به همین دلیل از پولی كه از این راه به دست می‌آید می‌خواستم یك مدرسه بسازم. پس از فروش زمین، در خوابم یكی از بزرگان را دیدم كه به من فرمودند پول فروش زمین را به استاد رام ا... كه در آن زمان نظر خوبی نسبت به ایشان نداشتم برسانم. این خواب در چند شب تكرار شد. بعد از پیگیری های زیاد نشد كه ایشان را ببینم به همین علت همان مبلغ را به صورت هشت فقره چك بانكی و همراه با یك نامه به وسیله  دخترم برای استاد رام الله فرستادم. نه ماه بعد اینجانب برای اولین بار استاد رام ا... را همراه با دختر و پسرم حدود یك ساعت بعد از اذان مغرب، در پارك ملت دیدم و چند دقیقه ای را با ایشان بودیم. در این جلسه استاد پول‌های اهدایی بنده را به من بازگرداندند اما بنده نپذیرفتم و موضوع خوابی را كه دیده بودم همانجا برایشان تعریف كردم. ایشان دختر بزرگ بنده را مسئول انجام یك كار آموزشی كردند و قرار شد پول های لازم برای آن كار از همین مبلغ تامین شود. استاد رام الله با اینجانب درباره القاء روح یا مسائل روحی صحبتی نكردند و آنچه بنده در جلسه كوتاهی كه با ایشان داشتم متوجه شدم، آن بود كه ایشان هیچ میل یا اشتیاقی به قبول كردن این پول از بنده نداشتند و صحبت ایشان فقط درباره جزئیات خوابی بود كه دیده بودم. یك هفته بعد اینجانب با پیشنهاد دو نفر از فرزندانم كه از شاگردان استاد رام الله هستند، همه ماجرای این هدیه را در منزل و جلوی دوربین تعریف كردم و فیلم آن را به دست یكی از شاگردان نزدیك استاد رساندیم. اینجانب و فرزندانم امروز هم با كمال میل حاضر هستیم كه حقیقت این ماجرا را به درخواست وزارت اطلاعات یا اداره‌ای كه به اسم ادیان معروف است در صدا و سیما یا اینترنت بگوییم. بعد از خواندن شایعه‌ای كه درباره اینجانب زهرا. ح پخش شده كه یك زن 75 ساله و صاحب پنج فرزند هستم در رسانه های دروغگو و بی انصاف كه مدتها است برای تخریب شخصیت استاد رام الله كوشش می‌كنند و به ایشان تهمتهای دروغ و جعلی می‌زنند اینجانب تلاش كردم تا از اداره ادیان وزارت اطلاعات و رسانه های آن شكایت كنم اما تصمیم گرفتم از تهمت و ظلمی كه به این بنده حقیر و استاد محترم وارد شده، فقط به مردم آگاه شكایت كنم و با درخواست از اداره ادیان وزارت اطلاعات ‌كاملاً آماده هستم كه فیلمی را كه بعد از پخش این شایعه دروغ و تهمت به استاد مجدداً از خودم ضبط كرده ام در اینترنت و صدا و سیما پخش كنم.


+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم خرداد 1387ساعت 16:22  توسط گیوشاد  | 

كتاب جريان هدايت الهي ۱

 

كتاب جريان هدايت الهي (تعاليم حق) حاوي بخشي از تعاليم استاد معظم ايليا «ميم»، معلم بزرگ علوم باطني مي باشد. اين كتاب پس از انتشار خود توانست حركت زنده معنوي را سبب شود. افراد بسياري پس از خواندن اين كتاب گزارش دهنده دريافتهاي باطني و معنوي خود بوده اند.

" کسی بر در خانه شما می کوبد.  نگذارید پشت در بماند. مباد برود. که اگر برود، خدا برود. در بگشایید و پذیرایش شوید.  دیوارها را فرو ریزید و درآغوشش بگیرید.  فریاد برآورید و بخوانیدش زیرا چه شب ها و روزها شما را به سوی خود خوانده و خود را ناخوانده انگاشته اید ...

 او را. او را.  او را.  بنگریدش. و لحظه ای رهایش نکنید.

چشمانتان را بگشایید و ببینید. اودوباره می آید  ."
 

خودآ

س- خدا چيست؟ چه چيزي حقيقت است؟

ج- حقيقت  چه چيز نيست و خدا نه چيز است.

س- خدا يعني چه؟

ج- يعني خودآ . به خود آ، بيدار شو و بگذار خودت بيايي.

س- خدا كجاست؟

ج- او هم اكنون هم اينجاست.

س- خدا را چگونه بيابيم؟

ج- خدا گمشده نيست كه پيدا شود. اين تويي كه بايد يافته آيي.

س- دين يعني چه؟

ج- يعني نيد و نيد هم يعني نياز و احتياج !!( توضيح : اين كلمه در زبان انگليسي به معني نيازو احتياج است. اگر كلمه اي دين را از آخر به اول بخوانيم مي شود نيد)

س- خدا را چگونه بپرستيم؟

ج- جز او را نپرستيد.

س- چگونه از اراده ي خدا برخوردار شويم؟

ج- از اراده ي خود برخوردار نباشيد.

س- چگونه به خدا برسيم؟

ج-رسيدني دركار نيست. پس چگونه اي هم نيست. او دور نيست كه به او برسي.

س- چگونه با حضور قلب نماز بخوانيم و عبادت كنم؟

ج- درياب كه در حضور كيستي.

 

 

یک گزارش زنده و مستند

 

شب قبل از زلزله بزرگ و وحشت انگیز بم که به کشته شدن بیش از هزار نفر از مردم و زخمی و آواره و بی­خانمان شدن ده­ها هزار نفر منجر شد و شهر تاریخی بم را به کلی ویران کرد، او طی ملاقاتی که حاضران آن حدود دویست نفر بودند، به چند نکته اشاره کرد که در ارتباط با موضوع زلزله بود. از جمله:
« خداوندی که در یک  لحظه هزاران نفر را نابود کرده است [اشاره به وقایعی از زمانهای کهن] همان خداوندیست که بی­نهایت بخشنده و مهربان است. این همان خدایی است که تمام یک قوم را در یک آن نابود کرده است ... در نظرخداوند، مرگ، تولد است... امشب می­خواهم کمی شما را بترسانم و هشدار دهم... در این حرف­ها زلزله هست. اگر لازم باشد خداوند زلزله­ای قدرتمند ایجاد می­کند. کنترل زلزله دست خودش است و هرچقدر بخواهد زیاد می­کند و خانه­ها را ویران می­کند. حتی اگر ساختمان­ها  از فولاد هم باشند این اتفاق می­افتد. وقتی [ زلزله ] بیاید اگر پایه­هایی هم زیر زمین بزنند این پایه­ها هم نمی­توانند ساختمان­ها را نگه دارند».

در طول این  قسمت از صحبتها او به موارد دیگری هم اشاره کرد؛ از جمله كشته شدن چند هزار نفر در زمان حضرت موسي(ع) [ بر اثر لرزش زمین و باز شدن آن ] و نیز از میان رفتن یک شهر در زمانهای قدیم.

در واقع چند دقیقه بعد از این صحبت، اولین زلزله در بم اتفاق افتاد[ یعنی ساعت­های پایانی پنج شنبه شب] اما این زلزله تلفاتی نداشت. تا صبح، چند بار دیگر در بم زلزله آمد اما زلزله اصلی در ساعت 5:28 بامداد جمعه [ چند ساعت بعد از آن ملاقات ] اتفاق افتاد که اکثر خانه­ های شهر بم را ویران و شهر بم را به یک مخروبه تبدیل کرد.

اخبار مربوط به زلزله، پیش از ظهر جمعه[ چند ساعت بعد از وقوع]  بصورت خبر فوری در تلویزیون اعلام شد. پنج شنبه شب[ شب قبل از زلزله] بعد از پایان جلسه، او از یکی ازهمراهان سؤا ل کرده بود که آیا چیزهایی را که صبح[ صبح 5 شنبه ] به او گفته است بخاطر دارد و ایشان هم جواب مثبت داده بود. موضوع از این قرار بود که او صبحِ پنج شنبه [یک روز قبل از زلزله بم] با ایشان [یکی از همراهان] تماسی تلفنی داشته است و درآن تماس تلفنی با تأکید به زلزله اشاره می­کند[ نقل قول از زبان این همراه] : « او پنج شنبه صبح  ساعت حدود هفت با من تماس گرفت و پرسید« بیداری؟ » و سپس ابتدای سورۀ زلزال [ سوره­ای که موضوع اصلی آن زلزله است] راخواند و بعد سکوت کرد. این تماس، عجیب و بی سابقه بود چون او حرفی نمی­زد و عموماً سکوت کرده بود فقط اولش به اذا زلزلت الارض [ آنگاه که زمین لرزانده شود به سخت­ترین لرزه هایش] اشاره کرد. من منتظر بودم چیزی بگوید، فقط گاهی می­گفت: « بیداری؟» و جمله کوتاه دیگری به اینکه ساعت را دقیقاً یادداشت کنم. در همان فاصله زمانی[ یعنی دو سه دقیقه بعد از ابتدای تماس او و اعلام آیۀ اذا زلزلت الارض تا زمان قطع تماس در ساعت هفت و بیست و پنج دقیقه] دو زلزله درنزدیکی تهران اتفاق افتاد که همۀ مردم متوجه آن نشدند. بعد از اولین زلزله [که چند دقیقه بعد از خواندن آیه بود] و یک دقیقه قبل از پایان تماس، او گفت: « یک دقیقه دیگر تمام می­شود». من پرسیدم چه چیزی قرار است تمام شود؟ من چکار باید بکنم؟ اما او جوابی نداد. یک دقیقه بعد، دومین زلزله که قدرتش از زلزله اول هم بیشتر بود، اتفاق افتاد. بعد از آن، تماس ما بدون توضیح خاصی قطع شد.[ این دو زلزله هم تلفاتی نداشتند.] 

چندین نفر دیگر گزارش­هایی را دربارۀ روزهای قبل از زلزله و در ارتباط با همین موضوع گزارش کرده­اند، که به آنچه تا اینجا گفته شد کفایت می­کنیم.

 

مهم ترین اخبار و افشاگری های اداره ادیان و جمعیتهای معنوی را در این سایت بخوانید.

http://www.yaassin.com

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 13:23  توسط گیوشاد  | 

ایلیا تو همه عشق من و همه زندگی من هستی.حضور پر برکت تو یک حقیقت کتمان ناپذیر است.معاویون (اداره ادیان و جمعیتهای معنوی) می خواهند نور تو را با دهانشان خاموش کنند اما به زودی و به اراده الهی خودشان خاموش ابدی خواهند شد.ای کاش همه عاشقان تو را بشناسند تا بدانند که با داشتن تو دیگر هیچ آرزویی نخواهند داشت. تو را دوست دارم و بی نهایت عاشقت هستم و باورت دارم زیرا این تو بودی که ما را با خدایمان آشتی دادی و ما را عاشق خدایی کردی که عاشق ما بوده و ما را صدا می کرده و ما خود را ناخوانده و طرد شده انگاشته بودیم.پس به پاس این لطف بزرگی که در حقمان کردی و ما را از مرگی که به تدریج روح آدمی را منجمد می کند نجات دادی تا هستیم و جان در بدن داریم حمایتت می کنیم و اجازه نخواهیم داد تا بیش از این ـ بی جرم و دلیل ـ آزارت دهند و زیر فشار قرارت دهند.حتی اگر در این حمایت همه هستی مان را فدا کنیم که همه هستی در حضور پاک و روح الهی تو معنا دارد.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------

ما زندگی مان را مدیونت هستیم.

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم فروردین 1387ساعت 10:38  توسط گیوشاد  | 

بسم الله

                                                                                                               

افشای روش تحریف معاویون

 

 

آدمی مخفی است در زیر زبان                                این زبان پرده است بر درگاه جان

 

او همان خدایی است که به اشارۀ قرآن کریم،زمانی که بگوید باش،موجود می شود.او همان خدایی است که این قدرت آفرینندگی در کلام و عظمت بی پایان را به بندگانش نیز عطا کرد.قدرت خلاقیت کلام را به انسان آموخت و او را از تاریکی به سوی نور هدایت کرد.کلام یکی از بزرگترین و البته پنهان ترین قدرت بشر است که متأسفانه خیلی از انسانها از وجودش غافل اند.چه بسا بسیاری از بدبختی ها و یا خوشبختی های انسان به واسطۀ کلام آنهاست.اندیشۀ ما،همان گوهر وجودی ماست که در کلاممان جاری می شود و اگر غیر از این باشد ما تنها استخوان و ریشه ای بیش نیستیم.حضرت علی(ع) در حکمت 148 در کتاب نهج البلاغه می فرمایند:" انسان زیر زبان خود پنهان است".اگر بخواهیم کسی را بشناسیم و به عقایدش پی ببریم باید سخنش را بشنویم.اما به عقیدۀ من این به تنهایی کافی نیست.چه بسیارند آنانی که کلام را پوششی برای نیات شیطانی خود قرار داده اند و با این ابزار در راه خدا فساد کردند.فرض کنید پادشاه اعظم به کسی مبلغ هنگفتی را هدیه داده است بطوریکه به راحتی آن شخص می تواند تغییرات خوب و بزرگی را در زندگی اش بدهد،اما در عوض اصلاح اوضاع زندگی اش،این مبلغ را صرف باطل می کند و حتی در راه خدا هم فساد می کند،حال شما بگویید چه کسی ضرر می کند؟ کننده  کار یا دهندۀ بی نیاز آن مبلغ هنگفت؟آیا آن فرد باز هم قابل اطمینان است؟! کسانی که از قدرت و حقیقت کلام بر علیه خود آن استفاده می کنند,به معاویون زمانه می مانند.یعنی همان کسانی که به ظاهر نیک می گویند و در باطن شر می خواهند.همان کسانی که به اشارۀ قرآن در سورۀ منافقون،اگر سخن بگویند آنقدر چرب زبانند و خوش سخن که آدمی را به وجد می آورند و حتی ممکن است باعث فریب آنهاشوند.شاید به این علت باشد که طبق اشارۀ قرآن، منافق از کافر هم بدتر است که از این قدرت بزرگ خدادادی در جهت فساد در راه خدا استفاده می کنند و ناشکری و ناسپاسی اش را با سوءاستفاده از این نعمت الهی،ابراز می کند.معاویون، همان منافقانی هستند که به گوشه ای از قرآن بسنده می کنند و از این قرآن با عظمت، تنها آن آیه ای را می آورند که دربارۀ جهاد مسلمین با کفار است و بقیۀ مطالب را یا حذف و یا کم و زیاد و تحریف می کنند و اینگونه نتیجه می گیرند که اسلام و قرآن دین خشونت است.یکی از روشهای حیله گرانۀ آنها این است که برای جلب اعتماد افکار- جهت تلقین کردن اعتقادات باطلشان-،قسمتی از حقیقت و راست را بر میدارند و به دروغ  خود می چسبانند.این طبیعی است که اگر شخصی ناآگاه و ناهشیار باشد،در ابتدا با شنیدن آن کلام راست،خود را تسلیم کند و این همان بستر مناسبی است تا دروغ بر او عرضه شود بی آنکه خود شخص متوجه شود و مقاومتی از خود نشان دهد.منافق حمله می کند و بطور حیله گرانه ای، توان مقاومت طرف را از او سلب می کند به نوعی که حتی خود شخص این موضوع را هم نداند.این روشِ از پشت خنجر زدن همان خیانتی است که انسان را به ورطۀ سقوطی درناک می کشاند.اما زمانی هم که کسی بیاید و بخواهد افکار را از این جهل و نادانی پنهانی رها کند و یا با آموزشهای تفکری صحیح،راه درست فکر کردن و تشخیص دادن را بیاموزد،مورد شدیدترین حملات منافقان قرار می گیرد.زیرا یک منافق به خوبی می داند که اگر حریفش حرفی بزند ممکن است رسوا شود و چهرۀ اصلی اش فاش شود؛بنابراین هر کاری می کند تا حریفش را آنقدر بدنام جلوه دهد تا دیگر مورد اعتماد مردم نباشد.دقیقا همان کاری که با پیامبر اسلام کردند و منافقان و کافران او راشاعر و هذیان گو و دروغگو نامیدند.معاویه و یزید همان کسانی بودند که اهل نماز بودند اما در عمل اهل هر آن چیزی بودند که نماز حقیقی، انسان را از آن منع کرده بود.به راحتی تهمت می زدند و جعل اسناد می کردند تا بافته های دروغین و کذایی خویش را حق و راست جلوه دهند.کلام انسان، تراوشات تفکری اوست. زمانی که اندیشه ای بد در پس کلام و اعمالی پر از ریا نمایان شد،نفاق متولد می شود. " …به معنا،به لحن و چگونگی رفتار و کلمات خود واقف شوید زیرا مرگ و زندگی و شکست و پیروزی، در کلام( و اندیشۀ) شماست. ببینید که چه می گویید؟چگونه می گویید؟چرا می گویید؟آیا ظاهر و باطن کلامتان یکی است؟ باطن کلامتان چقدر با ظاهر آن تفاوت دارد؟چه نقص ها و اشتباهاتی در گفتار و نحوۀ تکلم شما وجود دارد؟…با رفتارها و اندیشه ها نیز همین کار را بکنید.از معناهایشان، از تأثیرات و عواقبشان،از تعارضات و دوگانگی هایشان،از سمت و جهتشان،ازمیزان برخورداری از منیت شیطانی یا الهیشان و غیره آگاه و باخبر شوید(1)…"

با این توضیحات روشن می توان به راحتی به این واقعیت دست یافت که معاویون با آگاهی از این تعارضات گفتاری و رفتاری ،سعی در نابودی و فساد دارند.آنها همان کسانی هستند که اگر در لباس قانون هم قرار بگیرند،از قانون بر علیه آن عمل می کنند و تنها به رأی خود تعبیر و تفسیر می کنند و آنکه را بر خلاف عقاید و تمایلات شیطانی شان باشد،محکوم می کنند.حضرت علی(ع) دربارۀ اینگونه افراد می فرمایند:" هرکه به رأی خود قناعت کند،تباه می گردد." آنها همان کسانی هستند که ندانسته و درک نکرده و عجولانه به اظهار نظر می پردازند و حتی چون نمی توانند عالم غیب را ببینند آن را به مسخره می گیرند.حرکت آنها تنها بر مبنای گمان است زیرا دلی که به سوی باطل برود هیچ گاه به یقین نخواهد رسید و گمانهای باطل را مبنای قضاوتهای عجولانۀ خود قرار می دهند و به راحتی تهمت می زنند و دروغ می گویند وبه همین خاطر از ایمان دورند.اخلاق روحی می گوید:" خودرأیی خویی است بس نکوهیده و هر کاری که بنیان آن بر استبداد رأی باشد مانند نقش کردن بر آب و فریب خوردن از سراب است".معاویه همان کسی است که مخالفان خود را شبانه و مخفیانه می کشت و فردای آن روز با پای پیاده پشت میت می رفت و گریه می کرد. این است روش معاویون. آنها برای آنکه کسی نتواند دست آنان را رسوا کند به هر کاری دست می زنند.از قتل های شبانه گرفته تا تهمت زدن و دروغ بستن و بردن آبروی مخالفانشان.اگر در گذشته این کار با ایجاد شایعه و دهان به دهان بود اما امروزه با مونتاژ فیلم،این به راحتی امکان پذیر است. فقط کافی است که عکس های خانوادگی فرد را به دست آورند و یا فرد را تحت مراقبت و فشار قرار دهند،آنوقت به راحتی و با جعل و مونتاژ فیلم می توان هر گونه تصاویر و حرفهای غیر انسانی را به فرد مورد نظر نسبت داد.متأسفانه این شیوۀ غیر اخلاقی را به کرات در جوامع بشری می بینیم و با وجود نقض قوانین حقوق بشر این شیوه بین سیاستمداران و صاحبان قدرت،  برای برکناری رقیب و یا مخالفان متداول شده است.

________________________________________________________________

+ نوشته شده در  شنبه دهم فروردین 1387ساعت 19:34  توسط گیوشاد  | 

اطلاعيه شماره يك

 

در واكنش به اقدام جاعلانه و شيادانۀ ادارۀ اديان اطلاعات معروف به ادارۀ ضداديان و مشهور به باند ميكروب ها در انتشار مطالب توهين آميز نسبت به استاد رام الله از طريق ويژه نامۀ جام جم، جمعيت پيروان رام الله در آمريكا ضمن اعلام جدايي و استقلال خود از جمعيت ال ياسين و ديگر پيروان استاد، در ايران و ساير نقاط، اعلام مي كند در راستاي تحقق اقدامات زير تلاش خواهد كرد:

1-   انتشار وسيع كتاب تعاليم حق (جريان هدايت الهي ) در كشورهاي خارجي و اينترنت

2-   بررسي پخش تدريجي اسناد و فيلم هاي سخنراني و گزارش هاي مستند مربوط به استاد روح الله و استاد رام الله و ديگر اساتيد معروف در شبكه هاي ماهواره اي

3-   همكاري و تعامل هرچه بيشتر و نزديكتر با اپوزيسيون و بويژه شبكه هاي موثر

     ماهواره اي

4-   شروع قدم هاي راه اندازي شبكۀ ماهواره اي حاميان ايليا

5-   بررسي نوشتن ده فيلم نامه در نقد عملكرد و ايدئولوژي طالباني اداره اديان اطلاعات و تلاش براي ساخت اين فيلم ها توسط كارگردانان مشهور بين المللي

6-   راه اندازي سي پروژۀ مطالعاتي و تحقيقاتي و نوشتن سي كتاب توسط سي محقق برجسته در ارتباط با حساس ترين و كليدي ترين حساسيت هاي ادارۀ اديان اطلاعات

7-   تلاش براي راهبرد برنامۀ ساخت فيلم هاي كوتاه يا بلند سينمايي در ارتباط با شخصيتهاي حساس مورد توجه ادارۀ اديان اطلاعات

8-   بررسي تعامل و اتحاد هر چه بيشتر با انواع اقليتهاي ديني و مذهبي در راستاي نابودي اهداف ادارۀ اديان اطلاعات

9-   تلاش براي مشورت دهي به رهبران دنيا و كليۀ مراكز و نهادهاي مرتبط با حقوق بشر و امور مذاهب در بارۀ شرايط فرهنگي و مذهبي ايران؛ از طريق مراجعۀ حضوري، ايميل ، برگزاري جلسات مناظره و مصاحبه

10-  طراحي و انتشار شعارهاي كليدي و راهبردي در جهت نابودي اهداف شيطاني ادارۀ اديان اطلاعات

11-  بررسي امكان همكاري نزديك با كليۀ افراد يا مراكزي كه داراي ديدگاههاي مخالف ادارۀ اديان اطلاعات مي باشند.

12-  بررسي مونتاژ عكس ها و فيلم هاي پخش شده از شخصيتهاي مورد توجه اداره اديان اطلاعات، از تلويزيون ايران و شبكه هاي ماهواره اي جهت ساخت فيلم هاي فوري و كوتاه (به سبك fast food ).

13-  بررسي ساخت گزارش هاي قابل پخش از ماهواره و همچنين انتشاركتاب در سه دوره. دوره اول:

-       باند ميكروب ها: سربازان گمنام اداره اديان اطلاعات

-       روش هاي مبارزه با استبداد ديني (در گفتگو با شخصيتهاي جهاني)

-       سكسولژي سربازان گمنام اداره اديان اطلاعات

-       روش هاي جعل و مونتاژ سربازان گمنام اداره اديان اطلاعات

-       كالبد شكافي اداره اديان اطلاعات و عملكرد آن (از ديدگاه اقليتها و گروههاي مذهبي)

-       نقد و تحليل فرقه مخوف سربازان گمنام اداره اديان اطلاعات

-       مصاحبه با متخصصان اديان و فرقه در زمينه ويژگي هاي فرقه اي در ايران

-       كالبدشكافي و بررسي ابزار مونتاژ فيلم در اداره اديان اطلاعات

14-  بررسي نقد ويژه نامه جام جم در برنامه هاي راديويي و تلويزيوني ماهواره اي و نشان دادن اينكه براساس همان نظريات و نشانه هاي مطرح شده در آنجا چه شخصيت هايي، رهبر فرقه و چه گروههايي فرقه محسوب مي شوند.

 

استراتژي ما اين است: فقط گاهي حرف مي زنيم. پيوسته و آهسته عمل مي كنيم. سعي مي كنيم مثل بي نام و نشان ها عمل كنيم. سالي يك بار محصول درو مي كنيم و اهل ائتلاف با محافظه كاران و مصلحت انديشان و گروههاي مشابه نيستيم. سَر و سِرّ دشمن را هدف مي گيريم نه دست و پاي او را. و امروز فقط يك دشمن داريم، اداره اديان اطلاعات. ما به دوستان خود در ايران، به همه گروههاي ياسين و قدر و ظهي و ديگران توصيه مي كنيم كه فريب بازي هاي شيطاني و حتي فريب مكرهاي الهي را نخوريد. حقيقت از خورشيد هم روشن تر و معلوم تر است و تكليف ما هم مثل نور، روشن است.

 

 

 

 

جمعيت پيروان ايليا «ميم» رام الله در امريكا

 

 http://www.payrovaneiliyausa.blogfa.com/

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 19:24  توسط گیوشاد  | 

«الله لا اله الا هوالحیّ القیوم»


فهرست محتویات:

به تو وفادارم
نامه سرگشاده
معدن جواهرات یا سنگ
حقیقت یگانه و فرض های هفتگانه
نظر خدا مانند نظر انسان نیست (خداوند به هر که بخواهد می بخشد)
آموزگار بزرگ تفکر
اطلاعیه (گزیده بیانیه های اول تا پنجم دفتر روابط عمومی استاد «ایلیا»)
والسماء و الطارق (قسمت دوم)
عیسای ناصری کیست
عیسی و سایه ها
ایلیا؛ تخریب ها و تحلیل ها (قسمت اول)
رفتار مردم با بزرگان
نقد کتاب آفتاب و سایه ها
دشمن شناسی (قسمت اول)
آلوده نفاق نشوید

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 16:34  توسط   |  5 نظر

«الله لا اله الا هوالحیّ القیوم»

در موج تازه تخریب شخصیتی و ترور روانی استاد ایلیا «میم»، اداره مبارزه با ادیان و جمعیت های معنوی، بعد از دستگیری استاد، ‌از طرق مختلف و من جمله از طریق اینترنت و رسانه ها تلاش همه جانبه ای را برای این تخریب و ترور به راه انداخته است. استفاده از انواع تهمت های دروغ،‌ اخبار کذب و اسناد جعلی و بهره گیری از انواع حقه های تبلیغاتی و جنگ روانی، محور این تهاجم را تشکیل می دهد. مرکز واحد همه این تهاجم های ظالمانه و ناجوانمردانه، اداره ضد ادیان است که سعی می کند خود را در پوشش منابع مستقل پنهان کند. ما یاران و پیروان استاد برای دفاع همه جانبه از معلم و راهنمای خود و برای ایستادن در برابر منافقان و معاویون، با تمام وجود و با تمام توان خود به میدان آمده ایم و حضور خود را هر جا که احساس نیاز شود، آشکار می کنیم. امروز زمان آزمون ایمان و وفاداری و غیرت ماست پس معلم خود را تنها نمی گذاریم.


× × ×


به تو وفادارم

ایلیا به تو وفادارم. تا ابد وفادارم. با تمام وجودم و در هر شرایط وفادارم زیرا تو روح من هستی و من تو را روح خود می دارم. ایلیا تو چشمهای منی. پس قسم به خداوندی که می بیند و همه چیز از نگاه او جان می گیرد، تو را مانند چشمهایم محافظت خواهم کرد. ایلیا تو مثل پدر و مادرم هستی، پدر و مادر باطنی، زیرا زندگی باطنی من از تو زاییده شده پس بدان که وظیفه الهی خود را نسبت به تو فراموش نخواهم کرد و با همه توانم به وظیفه باطنی خود عمل خواهم کرد.
انسان با بزرگترین آرزوی خود چکار خواهد کرد، آن را به یاد خواهد داشت، پیوسته به او توجه خواهد کرد و برای تحقق آن لحظه به لحظه تلاش خواهد کرد و تو آرزوی بزرگ من هستی پس تو را از یاد نخواهم برد و برای تحقق قصدهای تو هر کاری که باید، با تمام اشتیاقم انجام خواهم داد.
آیا درخت به باغبان که زندگی حقیقی او را نگاه می دارد، بی اعتناست؟ نه چنین نیست. و من باغبان خود را فراموش نخواهم کرد و برای او تا پایان جهان، میوه ها خواهم داد و بارها به بار خواهم نشست.
ایلیا تو معلم زندگی ما هستی، تو معلم روح ما هستی تو معلم حقیقت هستی پس زندگی را، روح زنده را و حقیقت را از تو دارم و این است عزمی که مرا از خود سرشار می کند، از اراده تو و از تعلیم تو که می دانم تعلیم خداست، پیروی خواهم کرد و با همه نیرویم غیرتم را بر تو و تعلیم تو آشکار می سازم. من خدا را از تو آموخته ام، خدایی را که گم کرده بودم با تو یافته ام، تو خدا را برای من به کشف آوردی و کاشف خدای من شدی، تو مرا دوباره به خداوند زنده پیوند زدی و به او بازگرداندی و من با همه ذرات وجودم به تو وفادارم و به تو عشق می ورزم و داشتن خدای خود را مدیون تو می دانم و قدر می شناسم. سرور من، ایلیا تو روح مرا نجات دادی، مرا به خدا آوردی، و مرا از مرگ بزرگی که اکثر انسانها را به خود مبتلا ساخته، رهانیدی و من، این خدمتگزار کوچک خدا از نام تو حفاظت خواهم کرد و با کمک خدایم، نام تو را از تحریف ها و بدخواهی نجات خواهم داد. بی تو به جایی نخواهم رفت. همچنان با تو قدم بر می دارم اگر قطعه قطعه شوم هر قطعه از وجودم تو را، بعنوان خوبترین دوستم و راهنمای حقیقی ام فریاد خواهم زد. ایلیا تو عشق من هستی پس با همه زندگی به تو که مرا به خدا آوردی، عشق می ورزم. چه خوب می دانم معنای نام ایلیا را: خدا با من است.

منصورون
فرزندان ایلیا

 

http://hamiyaneiliamim.blogfa.com/

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 19:23  توسط گیوشاد  | 

بسم الله الرحمن الرحيم

                                                                                                                                             

درود و سلام بر ملت ظلم ستيز و عدالت پيشه ايران

درود و سلام بر همه ملتهاي عدالت خواه جهان

و درود و سلام همه مردم جهان بر حاكمان دادگستر

 

محضر مبارك مقام معظم رهبري حضرت آيت الله العظمي خامنه اي (دامت بركاته)

سلام عليكم

   استاد فتاح معروف به ایلیا « میم »[1] بعد از سالها تهدید و فشار توسط يكي از نهادهاي مرموز امنيتي با عنوان اداره ضد اديان و فِرَق ، معروف به اداره ضد اديان در تاريخ 7/3/1386 دستگیر و به یکی از سلولهای ویژۀ زندان 209 اوین منتقل شد . به گفته اداره ضد اديان دستگیری ایلیا «میم» بنابر نظر و تصمیم تعدادی از شخصیتهای برجستۀ مذهبی صورت گرفت زیرا طي سالهاي گذشته ، به دلیل مقاومت و حمایت گستردۀ طرفداران ،دستگاه امنیتی قادر به تصمیم گیری دربارۀ دستگیری ایشان نبود . اما بعد از شروع تهاجم رسانه ای که فلش پیکان آن از طريق اداره ضد اديان و با واسطه هايي، در يك روزنامۀ افراطي ظاهر شد و بعد از اوج گرفتن این تهاجم روانی درزمستان سال 1385 ، بالاخره چند ماه بعد و به گفته اداره ضد اديان، پس از تصمیم گيري در شورایی متشکل از برخی از عالی ترین مقامات مذهبی و روحانیون ، قرار بر این شد كه استاد ايليا «ميم» در زمان مناسب و بدون اطلاع شاگردان و پیروان دستگیر شود . برخي از اتهامات گفته و ناگفتۀ  ایلیا ، عبارت بودند از بدعت گذاری در دین ، مسیحیت گرایی وتبلیغ مسیح . اشاعۀ پلورالیزم و تکثرگرایی معنوی ، توطئه بر علیه نظام اسلامی ، استحالۀ دینی ازطریق تلاش برای پیوند دین اسلام ، مسیحیت و یهود ، گسترش لیبرالیزم معنوی و اسلام آمریکایی و برخی اتهامات متعارف که در این گونه موارد مطرح می شود، مانند: توهین به مقدسات ، تبلیغ بر علیه نظام و اقدام بر علیه امنیت ملی از طریق راه اندازی تشکیلات سرّی و مخفیانه و فرقه سازی (ایلیائیسم).

   اما در واقع جرم او یک چیز است : مخالفت با اسلام خشونت طلب، همان اسلامي كه مقام معظم رهبري هم با آن بارها مخالفت كرده اند؛ مخالفت با دینداری خشن و القاعدۀ فرهنگی؛ همان القاعده اي كه پليدترين چهره را از اسلام و قرآن به جهان نشان داد، اشاعۀ آزادی معنوی و معنویت آزاد (اما در چارچوب قرآن)؛ مخالفت با قرائت دینی منجمد و جمود آور؛ و تفسیر قرآن با دیدگاهی متفاوت ؛ طی پنج ماه گذشته اخبار موثق زیادی از زندان دژخیمان فرهنگی که مسئولیت آن بعهدۀ اداره ضد اديان است به گوشمان رسیده است. ايليا در همۀ این ماهها تحت شدیدترین فشارهاو شکنجه های روحی و روانی برای انکار گذشته ، انکار حقایق و انکار کارهای بزرگی که طی پانزده سال گذشته توسط او و حرکت او به وجود آمده ، قرار دارد . به توصیۀ استاد پیروان او ماهها سکوت کردند و در خاموشی به تفکر و تأمل پرداختند تا بلکه مسئولين مربوطه، خود به القاعدۀ فرهنگی و طالبان مذهبي ایران پاسخ دهند؛ همان طالباني كه قتل هاي زنجيره اي و وقايع كوي دانشگاه را بوجود آوردند و دل حافظان اسلام و انقلاب را شكستند. اما ماهها گذشت و از واکنش مسئولین خبری نشد . اين بي واكنشي به دليل توجيهات جعلي و تحريفات و سندسازي ها و مونتاژهايي بود كه اداره ضد اديان بر عليه استاد و پيروان او تهيه كرده بودند و بصورت خبرنامه ها و بولتن هاي ويژه به مسئولين ارائه مي دادند . بنابراين از امروز ما خود تصمیم گرفتیم تا متناسب با شرايط روز، به میدان بیاییم . بیش از چند ماه است که بزرگترین اندیشه های زندگی بخش و عصارۀ افکار و کلام بزرگان در مسلخ تفتیش گران عقیده و قصابان اندیشه و آزادی و معنویت است . و ما در پاسخ به همۀ این ظلم ها ازامروز تلاش می کنیم تا حقایق را فریادوار برای همۀ جهانیان آشکار کنیم .

  ایلیا «میم» از سن شانزده سالگی برآیند تحقیقات ،تفکرات و مشاهدات خود را در ارتباط با جنبه های باطن گرایی و علوم باطنی در قرآن و کلام خداوند و بنابراین تفسیر معناگرا و باطن محور از کلام خدا، در سطح محدودی از شاگردان عملاً آشکار نمود. این تعالیم عملی و نظری تا سالها بعد در همین سطح محدود جریان داشت تا اینکه در سن 23 سالگی اولین دورۀ عمومی سخنرانی هاي استاد ایلیا «میم» در تهران آغاز شد و با استقبال فوق العاده و گسترده مردم و بویژه جوانان ، دانشجویان و اصحاب قلم و فرهنگ و فکر ، مواجه گردید . استقبال از سخنرانی های استاد به حدی بود که بعد از مدت کوتاهی هیچ یک از سالنهای سخنرانی موجود در تهران گنجایش پذیرش همۀ حاضران را نداشت . به همین دلیل جلسات سخنرانی در زمانهای مختلف از طریق فیلم یا نوار صوتی تکرار می شد . طی سالهای بعد و به دلیل اعمال محدودیتهای همه جانبه و فشارهای مختلف اداره ضد اديان ،جلسات سخنرانی کمتر برگزار می شد . هر چند روز حملۀ جدیدی از طرف القاعدۀ فرهنگی و طالبان مذهبي که پيوسته خواستار كنترل كامل حوزه های دین و فرهنگ برای انواع استفاده های ابزاری مي باشند ، صورت می گرفت . تا اینکه در يكي از جلسات سخنرانی در استادیوم شهید شیرودی تهران ، برای اولین بار تهاجم فیزیکی و آشکاری بر علیه استاد انجام شد که به دلیل موضع گیری و دفاع قدرتمند مردم ، نقشۀ دستگیری استاد در این روز با شكست مواجه گرديد . بعد از این اتفاق حجم تهاجم و موج ترور شخصیتی و اجتماعی استاد ایلیا «میم» شکل جدیدی به خود گرفت و با شدت بیشتری در خبرنامه های خشونت طلب و طالبانی ظاهر شد . طبق خبر رسمی خبرگزاری فارس ، چهار نهاد بزرگ امنیتی و فرهنگی مأمور برخورد با استاد ایلیا«میم»، طرفداران او و كليه جريانهاي معنوي شدند . ساخت برنامه هاي تلویزیونی و القاء پیام های انحرافی به مردم ، ساخت برنامه هایی نظیر میزگرد های فرهنگی و بررسی معنویت جدید ، انتشار اخبار دروغ در بارۀ استاد در رسانه ها، نسبتهايی مانند مسیحای جدید ، حلقۀ بعدی اشو راجنیش و کریشنا مورتی ، پیامبر غیرمذهبیان و بی دینان ، مبلغ  معنويت منهاي شريعت، عامل امريكا و استكبار جهاني و مبلغ مبارزه منفي ، جادوگر قرن بیست و یکم ، ماهاتما ایلیا ،گاندی ثاني، لوترکینگ، دست نشاندۀ غرب ، ملحد، مرتد، بدعت گذار ، فاسد ، لیدر فرهنگی آمریکا ، شیاد و کلاهبردار ،مبلغ تنوع گرایی و کثرت گرایی معنوی ، دین جدیدی به نام ایلیا ئیزم ،مردی که زنها و مردها و کودکان و پیران را افسون می کند و دین شان را از آنها می گیرد؛ فاسد کنندۀ اسلام و الفاظ تحریک کنندۀ دیگر ،واژه هایی بودند که ظاهراً از طرف منابع مستقل اما در واقع از یک نهاد برآیندی که نمایندۀ چهار نهاد بزرگ فرهنگي و امنيتي به نام اختصاري ادارۀ  ادیان بود سرچشمه می گرفت . در همین زمان يكي از روزنامه هاي بسيار افراطي (احتمالاً‌ بدون اطلاع مدير مسئول) طی چند نوشته در حملات بسیار تندی (از طرف عوامل اداره ضد اديان) به استاد ایلیا سایر مسئولان قضایی و امنیتی را برای برخورد با استاد فراخوان کرد .در آخرین نوشته های اين نشريه از تشکیل شعبه ای ویژه برای رسیدگی به این موضوع خبر داده شد و از مردم دعوت شد که برای هرگونه شکایت از استاد ایلیا «میم» به شعبۀ مربوطه مراجعه کنند اما بعد از گذشت ماهها ،از مراجعۀ شاکیان واقعی به دادگاه خبری نبود بنابراین پرونده بدون شاکی و طرح شکایت بسته شد . در همین زمان قرار شد جلسۀ سخنرانی استاد در استادیوم صدهزار نفري آزادی برگزار شود که با مخالفت قاطع نهادهای امنیتی مواجه گرديد .برخورد با تعدادی از پیروان استاد و اخراج شاگردان استاد از ادارات دولتی و نیمه دولتی به تدریج آغاز شد. اکثر نشریاتی که توسط شاگردان نزدیک استاد و زير نظر ايشان اداره می شدند یا توقیف شدند یا با مشکلات و محدودیتهای جدید روبرو شدند . نشریه هنر زندگی متعالی ،نشریه حرکت دهندگان ، نشریه هنرهای زیستن ،و نشریه علوم باطنی دریک چشم به هم زدن تعطیل شدند . جرم نشريات اين بود: تحريريه ها و نويسندگان اين نشريات از شاگردان ايليا هستند و نشريات زير نظر او فعاليت مي كنند. ديگر نشرياتي هم كه در ارتباط با استاد فعاليت داشتند با محدوديت هاي جديد و فوق العاده اي مواجه شدند. نشرياتي مانند تفكر متعالي، اخبار كودكانه و علم موفقيت و ساير موسسات انتشاراتي، فرهنگي و هنري نيز با محدوديتهاي غيرمعمول روبرو شدند كه عدم فعاليت آنها عملاً اجتناب ناپذير مي شد.

   کتاب تعالیم حق که جمع آوری قسمتهایی از سخنرانی هاي استاد در سن 23 سالگی (يازده سال پيش) بود به همراه کتابهای همسرشان (رویای راستین ،رویای راهستین، باغبان الهي و ...) از اكثر کتابفروشی ها جمع آوری و توقیف شد . بعضی از فروشندگان ازتهدیدات مأمورانی ناشناس برای فروش این کتابها سخن می گفتند و دیگر حاضر به فروش آن  نبودند .

   اکثر NGO هایی که توسط شاگردان استاد اداره می شدند ، NGO هایی در زمینه امور فرهنگی ، تفكري، هنري، تحقيقات، خیریه ،محیط زیست و غیره نيز با موانع لاینحل یا توقیف روبرو شدند . اين روش نيز كارگر نشد و مدتي بعد، احضار علنی برخی از نزدیکان استاد به ادارۀ ادیان و تلاش برای اعتراف گرفتن بر علیه استاد شکل شتابنده ای به خود گرفت . برخی ازمنازل بدون ارائه هيچ مدرك و حكم قضايي، تفتیش شد تا شاید مدرکی بر علیه استاد فراهم شود . همۀ آثاری که به نحوی با تعالیم استاد ارتباط داشتند یا توسط شاگردان ایشان تألیف شده بودند ، با جواب منفی اداره ضد اديان كه اينك  در جايگاه وزارت ارشاد عمل مي كرد، روبرو شدند.

   ظاهراً اداره ضد اديان بهترين راه حل برخورد با اين حقيقت را در بكارگيري ناجوانمردانه ترين و غيرانساني ترين روش هاي ترور شخصيتي و تخريب همه جانبه چهره فردي و اجتماعي ايليا كشف مي كند. دروغ ترين، ناجوانمردانه ترين و سياه ترين حقه ها در جهت تخريب شخصيت استاد و ترور رواني او در سطح پيروان، در اينترنت و ديگر رسانه ها قوي تر و پرحجم تر مي شود. اين روش، قديمي ترين حقه منافقان بر عليه بزرگان، در طول تاريخ بوده است. در قرآن، تاريخ و كتب مقدس چنين نمونه هايي به وفور يافت مي شود. و آنها بزرگترين مكر خويش را به كار بردند و مكر آنها نزد خدا (هيچ) است.[2]

   تهمتهای دروغ و مشکوکی دربارۀ اشوراجنیش ،کریشنا مورتی ،سای بابا، دالايي لاما و گاندی در بعضی از محافل مطرح شد اما حلقۀ بعدی تهمتها با همان محتوا و همان مختصات ولی با شدتی بیشتر متوجه استاد ایلیا «میم» بود . طي يك مقاله كشف مي شد كه مارتين لوتركينگ مسيحيت را با يك گرفتاري ابدي روبرو ساخت يا گاندي گذشته اي سياه داشته و داراي افكاري التقاطي بوده است يا دالايي لاما عامل آمريكا براي مقابله با چين و گسترش معنويت چيني در جهان است بعد بصورت يك اشاره به منظور ترديدزايي در ذهن فردي به نام ايليا در ايران اشاره مي شد. انتشار اين نوع متون در بعضي وبلاگ ها و سايتها زمينه سازي براي تهمتهاي بعدي شمرده مي شد. دراین موج او بعنوان فردی ضددین ،ضد آداب و سنن ،مدعی خدایی و کفر و مبلغ مبارزۀ منفی معرفی شد .

   مجموعه جوسازي ها، سم پاشي ها و تبليغات سراسر دروغ اداره ضد اديان و جعل ها و اغفالگري هاي آنان كه خود را برآيند چهار نهاد بزرگ امنيتي و فرهنگي معرفي مي كردند، باعث شد كه جلادان فرهنگي و كماندوهاي القاعده اي در تاريخ 7/3/1386 با يورش مغول وار به منزل استاد و به يغما بردن آثار ايشان،‌ او را در حالي كه كودك دوساله اش را در آغوش داشت دستگير كردند و مورد ضرب و شتم قرار دادند. بر او زنجير زدند و او را به قصابخانه انديشه ها و قتلگاه آزادي بردند.

   از همان روزاول از جانب استاد این پیام از 209 به گوش ما رسید :« برخوردی نکنید .در سکوت به تحلیل و تفکر بپردازید .» مدتی بعد ، چند تن دیگر ازشاگردان استاد به بهانه های مختلف دستگیر شدند . عنوان اولیۀ همۀ این اتهامات «توهین به مقدسات ،تبلیغ علیه نظام اسلامی و اقدام بر ضد امنیت ملی » بود و تنها قسمت دوم عناوین کمی با هم فرق می کرد . اخبار مربوط به شکنجه ها و فشارهای جسمی و روحی استاد روز به روز و ازطرق مختلف بیشتر و بیشتر به گوش می رسید . فشارهای فوق العاده و دور از باور برای ضبط فیلم اعترافات ساختگي و انكار حقايق ، تا به اين وسيله حبس و اعدام شاگردان منتفي شود. خونریزی ها از ناحیه گوش و بینی ، ادرار خونی ، تزریقات مشکوک ، تهوع های رو به ازدیاد و استفراغ خونی، جزئي از گزارش هاي هر روزه اي بود كه از طريق برخي از زندانيان امنيتي به بيرون از زندان راه مي يافت. همچنين در اين خبرها آمده بود كه برخي از عالي ترين مقامات مذهبي خواستار ضبط فيلم و صدا از استاد شده اند و ماموران اداره ضد اديان نيز در احضار شاگردان استاد بر اين موضوع صحه مي گذاشتند. مقارن با اين اخبار در بیرون از زندان اوین بدترین و بی سابقه ترین تبلیغات منفی و ناجوانمردانه ترین روشهای تخریب شخصیت و ترور روانی از طرف  ادارۀ ادیان شدت گرفته بود. اقدام همزمان از طریق سایتهای اینترنتی ،وبلاگها و مطبوعات. محدودۀ تخریب دیگر فقط شامل استاد نبود .انواع دروغ ها و تهمت ها در قالب مسائل شخصی ، خصوصی و خانوادگي به استاد و بعضی از شاگردان و همسر وی روز به روز بيشتر مي شد . انواع مسائل بسيار خصوصي، شخصي و خانوادگي افراد، طي احضار آنان به اداره ضد اديان، طرح مي شد. به احضارشدگان  اطلاعات متناقض و شتابزده اي داده مي شد . مأموران احضاركننده خبر از حكم اعدام به دليل داشتن اعتقادات غيراسلامي دادند . در جلسات احضار انواع نسبتهاي دروغ به استاد داده مي شد و از احضارشدگان درخواست مي شد تا اين مطالب را در سطح پيروان و در سطح جامعه مطرح كنند . آنها مي گفتند كه حتي در صورت آزادي موقت ، حكومت به استاد اجازۀ سخنراني نمي دهد . او نبايد بنويسد و يا با مردم حرف بزند ، حق ارتباط داشتن با شاگردانش را ندارد و حق خروج از كشور را هم نخواهد داشت . به تدريج تهديد بر افشاي مسائل خانوادگي افراد، و يا تهديد به دستگيري و زندان، بعنوان اهرمي براي فشار آوردن به شاگردان استاد  جهت اعتراف سازي و سندسازي در راستاي محكوم كردن ايليا به امري عادي تبديل شد. انگار قرار بود تهاجم از حیطه افراد به ترور شخصیتی خانواده ها هم سرایت کند غافل از آنکه پاسخ هر سلام، علیک است.

   ترور شخصیت استاد از طریق جاعلانه ترین و حقه بازانه ترین بولتن های ويژه برای برخی از مقامات که مخالف این برخورد بودند ، آخرين درها (نمايندگان مجلس، مقامات عالي قوه قضائيه و...) را نیز بروی شاگردان و پیروان استاد بست . اداره ضد اديان طي يك اطلاع رساني شتابزده و ناشي از وحشتِ آشكار شدن حقايق و بر ملا شدن خطاها و جرايم ماموران خود، از بعضي از مسئولين خواست با شاگردان استاد ملاقات نكنند. البته پيش از زندان و در زمان آزادی هم ، ملاقات با استاد گناهی بسیار بزرگتر شمرده می شد چون ممکن بود حتی افراد شاخص در سحر کلام و قدرت فهم و شعور  او قرار گیرند. در محافل مختلف امنیتی و فر هنگي استاد ایلیا«میم» بر اثر تبليغات و تزريقات اداره ضد اديان بعنوان خطرناک ترین و جنجالی ترین پدیدۀ اجتماعی معرفي می شد؛ كسي كه به هر قيمتي بايد بي اعتبار و بي آبرو شود تا نفوذ و جذابيت خود را براي مردم و جوانان از دست دهد. آنطوركه بعضي از مسئولين گفتند، استاد فردي بسيار خطرناك براي اسلام و نظام اسلامي معرفي شده بود با تهمتهاي عجيب و متعدد.

   احضار شاگردان به اداره ضد اديان شدت گرفت . در این احضارها (که در موقع لزوم گزارشات مکتوب آن منتشر خواهد شد) تلاش می شد که با استفاده از انواع روش های شستشوی مغزی ،جنگ روانی و ترور شخصیتی ،ارتباط و علاقۀ افراد نسبت به استاد قطع شود و چهره ای دروغین و جعلی از ایشان ارائه گردد . در همین زمان، حرکت دیگری در میان برخی از پیروان استاد شروع شد . حرکتی بامحور واکنش آینه ای به اداره ضد اديان، به این ترتیب که هر کاری که با ما بکنید همان کار را با شما انجام می دهیم . مقابله به مثل با منافقان و ظالمان. بنابراین حرکتی در دفاع و حمایت همه جانبه از استاد ایلیا «میم» آغازشد که روز به روز در حال افزایش است . و نوشتن این متن کوتاه خود یکی از قدم های روشنگرانه و افشاگرانه بر علیه منافقان مسلمان نما و القاعدۀ فرهنگی است که بر عرصه های بسياري از اندیشه و معنویت و فرهنگ سرزمین ما چنگ انداخته است .

  از چند ماه پيش اخباري از بخش ويژه 209 به گوش مي رسد كه استاد تحت انواعي از فشارها و شكنجه هاي جديد قرار دارد تا آنطور كه گفته شده، به درخواست جمعي از عالي ترين مقامات مذهبي فيلمي از استاد تهيه شود كه ايشان در آن به محكوم كردن خود بپردازد. ظاهراً اين خود محكوم سازي بعنوان يكي از شرايط عدم برخورد شديد اداره ضد اديان با پيروان و شاگردان استاد و جلوگيري از حبس سنگين و اعدام بعضي از نزديكان ايشان ذكر شده است. تاكنون گزارش تائيد شده اي از اجراي قطعي چنين طرح جنايتكارانه و ضد بشري به دست ما نرسيده است اما به دليل انطباق آن با عملكرد بي رحم ترين و ضد انساني ترين پلیس مخفی های تاريخ يعني گشتاپو و در زمان امروز، شباهت آن به عملكرد تروريست هاي القاعده در عراق كه هنر آنها در سر بريدن و شكنجه در جلوي دوربين است و مهم تر از همه اينكه چنين طرح هايي به نام اسلام و قرآن و حكومت اسلامي انجام مي شود، در صورت تائيد اين گزارش كه مي تواند براي همه جهان تكان دهنده باشد، پيروان استاد انصراف خود را از هم ديني با القاعده فرهنگي و تفتيش گران اداره ضد اديان رسماً و آشكارا اعلام خواهند كرد. در صورت ظلم و ستم و خفقان بيشتر و بسته شدن همۀ راهها ، ما مرگ را بر زندگي ذلت بار ترجيح داده و در اعتراض به اين ظلم و ستم جنون آميز...

   در تاريخ 11/6/86 قطعاتي از يك فيلم ساختگي به همراه اصل فيلم، بعنوان حركتي افشاگرانه، از طرف يكي از دست اندكاران تهیه اين فيلم به بيرون از محفل اداره ضد اديان راه پيدا كرد که با واکنش متقابل بعضی از شاگردان روبرو بود . آنها نیز همین کار را با بعضی از افراد مورد احترام اداره ضد اديان انجام دادند (كه ذره اي منتشر شد و خروار آن هرگز انتشار نيافت) و به همین دلیل این موج عملیات جعل و مونتاژ هم عقیم ماند . در فیلم مونتاژ شده توسط اداره ضد اديان، ایلیا می گوید «من قصد تصرف حکومت و تصاحب نظام اسلامی را داشته ام...» بعد فیلم قطع می شود و جمله ای دیگر . در حالیکه اصل این فیلم در دسترس اعضاء مرکزی ال یاسین قرار دارد که در صورت لزوم در سطح شبكه هاي ماهواره اي پخش می شود . جملۀ کامل در فیلم اصلی اینطور است :« شما از من می خواهید که بگویم من قصد تصرف حکومت و تصاحب نظام اسلامی را داشته ام . نیت من ... » جمله «شما از من مي خواهيد كه بگويم» حذف شده و فقط قسمت دوم آن آمده است بنابراين نقل قول به اصل قول تبديل شده.

   بعد از اطلاع اداره ادیان از وجود اصل این فیلم در خارج از زندان، بکارگیری حقۀ مونتاژ نیز که بسیار پیشرفته تر از محصول کار اراذل و اوباش تهیه شده بود ، موقتاً متوقف شد .

   در حال حاضر نزدیک به چهل اثر از استاد رام الله که برگردان سخنرانی های اوست توقیف شده است . تنها اثر منتشر شده مربوط به سخنرانی های 23 سالگی (مربوط به یازده سال پیش ) استاد می باشد (به زودي ديگر آثار استاد نيز منتشر خواهد شد). در کنار این آثار ،بیش از دويست پروژه تحقیقاتی که مستقیماً يا با واسطه توسط ایلیا «میم» برنامه ریزی و راهبرد شده است نیز در توقیف قصابان اندیشه و فرهنگ و معنویت قرار دارد .

   نویسندگان ،سخنرانان ،محققان و مدرسانی که همگی مستقیم یا غیرمستقیم توسط استاد آموزش دیده اند ،عملاً قادر به بروز توانمندی ها و قابلیتهای خویش نيستند زيرا اجازه برگزاري هيچ گونه جلسه اي به آنها داده نمي شود. صرفا‌ً به جرم‌آنكه اين سخنرانان و مدرسان توسط استاد يا زير نظر ايشان آموزش ديده اند و به هر شكل منتسب به او مي باشند.

   ماموران و مسئولان اداره ضد اديان مدتهاست كه عدم مراجعه و مكاتبه با مسئولين و مراكز داخلي و خارجي (بويژه عدم مراجعه به مقام معظم رهبري، بازرسي رهبري و مجمع تشخيص مصلحت نظام) را شرط آزادي فوري استاد ايليا «ميم» و بسته شدن كامل پرونده امنيتي وي اعلام كرده اند علي رغم اين درخواست موذيانه و مشكوك، امروز ما، جمعيت ال ياسين، بزرگترين جمعيت فرهنگي و معنوي ايران، به نام خدا از رهبر عزيز و فرزانه خود و از همه رهبران و دلسوزان اسلام و مسلمين مي خواهيم به ظلم ها، بي عدالتي ها، دروغ ها،‌ جعل ها، به تفتيش عقايد و به اسارت معلم محبوب ما پايان دهند و اجازه ندهند که به اسم خدا و به نام اسلام و قرآن، به نام حکومت اسلامی و حاکمیت اسلامی، بدترین و بی سابقه ترین ظلم ها و سوء استفاده ها، انجام شود. ما جمعيت ال ياسين ، متشكل از جوانان مسلمان و شيعه ، وفاداري خود را همچون يازده سال گذشته به نظام اسلامي و حاكميت اسلامي و رهبر عزيز و فرزانه مان حضرت آيت الله العظمي خامنه اي ، اعلام نموده و با عزمي راسخ فرياد مي زنيم كه ما سربازان قرآن ايم و در هر شرايطي از نظام اسلامي كه مبتني بر قرآن است حمايت مي كنيم .

 

و سلام بر بندگان صالح خداوند

جمعي از شاگردان و دوستداران استاد ايليا «ميم» رام الله



[1] استاد ايليا «ميم» رام الله در مناطق مختلف و براي طيف هاي مختلفي كه ايشان را مي شناسند داراي اسامي متعدد بوده اند. پيمان فتاحي، محمد مسيح موسوي، كورش آريانژاد، ايلياهو هناوي، داود عبد الحي از جمله اين اسامي است. طي سالهاي گذشته استاد به اسم ايليا «ميم» در سطح جامعه و در ميان پيروان خود شناخته شده اند و به همين نام نيز از ايشان ياد مي شود.

[2]  آيه 45 سوره ابراهيم

http://hovalhai.blogfa.com/

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 19:22  توسط گیوشاد  | 

http://rouhollaah.blogspot.com

/

...................."روح الله"....................




«هوالحیّ»



روح الله





«هر كه مرا بشناسد مانند من خواهد شد. و من با او هستم و با او مي‏مانم و در او آشكار مي‏شوم. آنكه مي‏داند كيستم مي‏شود آنچه هستم. او قادر به كاريست كه من توانسته‏ام و مي‏داند آنچه دانسته‏ام و دارد آنچه داشته‏ام. قدرت من در او ظاهر مي‏شود و نشانه‏هاي روحم در او پديدار مي‏شوند. من حامي او خواهم بود و او را تنها نخواهم گذاشت...»


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 19:20  توسط گیوشاد  |